شعری در مورد ازندریان

*به نام اهورای پاک*

 

پر از جان بود ازندریان

فضای سینه اش لبریز عشق و جود ، ازندریان

درون کوچه های ده صدای باد می آمد

قبای غربت خود را به غم آلود، ازندریان

چه باغی دارد از لاله ،به کوه  و دشت، ازندریان

چه داغی دارد از یاران به تار و پود، ازندریان

نگاه زخمی پیری که قلبش را رها می کرد

به  هر اشگش ندا می داد تو را بدرود، ازندریان

طنین باد الوندی به گوش خفتگان می خواند :

چه تنها بود ازندریان!

چه تنها ماند ازندریان !

تورا بدرود ازندریان...

 

/ 1 نظر / 17 بازدید
ممد افشار

دادا ایولا به مولا یه دونه بود خیل حال کردم بازم به متنت اضافه کن خوب تو ازندریان فقط حسام باقری(کور )مقداد محمودی(بروووووووو)