عروسی در ازندریان

   بنام اهورای پاک

 مراسم عروسی

با توجه به اینکه مراسم خواستگاری  و در مطالب قبلی گفتم حالا  نوبت عروسیه دست دست . دست دست دست .حالا ...............................

در روزگاران قدیم عروسی ها در مواقع بیکاری فصلی کشاورزان بر گزار می شد( پاییز و زمستان )و چون روستا کوچیک بود همه با خبر می شدن و برای عروسی اماده می شدن به طوری که در خانه داماد یک هفته قبل از عروسی بزن برقص بر پا می شد و هر شب جوانهای محل و دوستای داماد جمع شده و معمولاَ با دعوت از مطرب به شادی و لگد انداختن مشغول می شدن . همزمان با این اوضاع خانم های محل جمع شده و هر روز برای عروسی مقداری نان می پختند .

یک روز مانده به عروسی مردای فامیل جمع شده و چند تا گوسفند سر بریده و آماده پختن اون می شدن و یک روز قبل از عروسی مرسوم بوده که داماد دوستای خودشو به شام دعوت می کرده و این آخرین شامی بوده که با رفقای خود می خورده ودر اصطلاح به آن (جاهل نشان ) می گفتند .

یک روز قبل از عروسی دیگهای شام بر پا می شد و آبگوشت شب حنا بندان آماده وشب به مهمانهایی که از قبل دعوت کرده اند شام می دادند و بعد از شام هم مراسم بزن برقص و بعد بعه خانه عروس رفته و حنا از مادر عروس گرفته وبه خانه داماد بر می گشتن این مراسم با حضور مهمانها و با سرو صدای زیاد انجام می شده .

بعد از بر گشتن از خانه عروس و با حنای آماده که آورده بودند به دستهای داماد حنا گذاشته که  با پای کوبی و شادی همرا بوده است .نقطه سر خط. 

بعد از حنا دوستان داماد جمع شده و داماد را به حمام عمومی برده  و شسته و به دست و پای اون حنا گذاشته و لباسهای نو به تنش می کردن و به خانه باز می گرداندند .هنگام رسیدن به خانه مادر ویا خواهر به پیشباز آنها آمده وبرای داماد اسفند دود می کردند و داماد و همراهان هم در قبال این کار پول در سینی منقل اسفند می انداختند ( نوعی سر کیسه کردن ) داماد و رفقاش بعد هم به خانه امده  و ساعت 3 نصف شب سفره انداختند و همگی نمی دونم بگم شام یا صبحانه  میل می کردند .

امادر روز عروسی  بعد از صرف صبحانه  مراسم تزئیین تخت بوده که جلوی داماد و شاقدوش ها تخت بزگی گذاشته و روی آن خانم های همسایه و فامیل سینی پر از تنقلات و شیرینی چیده وبر روی تخت جلوی داماد می گذاشتند  و مردای فامیل و دوستان داماد به رقص و پای کوبی پرداخته  و نوعی چوپی که شباهت زیادی به یورتمه رفتن دسته جمعی دارد را برپا کرده که بسیاری از بچه ها هم زیر دست و پا له می شدند ودر آخر بهم  فامیل نزدیک داماد به سینه داماد و ساقدوشها پول می زدند و با پرتاب  میوه و تنقلات به جشن ببره ای ادامه می دادند البته در این میان هم خیلی ها زیر پا مانده و یا سر و کله بعضی شکسته و  مصدوم می شدند .

ظهر هم به پیشباز ناهار رفته و سفره پهن کرده و آماده پذیرایی از میهمانها می شدند که که معمولا آبگوشت خیلی خیلی خوشمزه با همون نانهایی که خانمها  قبل از عروسی پخته اند می خوردند .

بعد از ناهار برای اوردن جهیزیه عروس رفته و جهیزیه را در حضور مهمانهای دعوت شده تحویل گرفته و برای چیدن در اتاق داماد  و با سر و صدای زیاد حمل می کردند بعد از چیدن وسایل عروس در اتاق نوبت به مرحله دوم عروسی یعنی اماده کردن داماد برای آوردن عروس که شباهت زیادی به مراسم صبح دارد می شدند با این تفاوت که دیگر  سینی و تخت وجود ندارد و لباسهای داماد را می آوردن و پدر یا عموی داماد کت شلوار داماد را پوشانده و گلاب در دستان داماد و ساقدوشها ریخته و به آنها هم هدیه کوچکی مثل جوراب یا دستمال می دادند و رقص برره ای بر پا شده و دوبار چند ساعتی یورتمه می رفتند .

غروب که می شد تمام کسانی که به عروسی دعوت شده اند همرا خانواده داماد برای تحویل گرفت عروس راهی خانه عروس شده و با شادی و سر و صدای زیاد عروس را از دایی یا عموی عروس تحویل گرفته و به خانه داماد می اوردند .نزدیک خانه که می شدن مادر داماد به پیشباز عروس رفته و به سر او نقل نبات ریخته و پدر داماد هم به سر عروس پول زده و خوش امد گویی میکردند.

 وقتی عروس وارد حیاط می شد تاس  فلزی آماده که داخل آن آب بوده سه دور دور آن چرخیده و با نوک پا آن را می ریخته .داماد هم به پشت بام رفته و و سیب و پرتقال پرت کرده و بعد از تمام شدن مراسم عروسی نیز تمام می شده

 

 من الله توفیق

 

/ 3 نظر / 5 بازدید
mahdi

وبلاگ واقعا خوبی داری موفق باشی بیا وبلاگ من و کلی اس ام اس بخون

فروغ

... جالبه !

mahdi

سلام وبلاگ خیلی خوبی داری موفق باشی بیا وبلاگ من و کلی اس ام اس بخون اگه خواستی منو با(جک و لطیفه و اس ام اس) لینک کن و بعد بیا وبلاگ من و در قسمت "ارسال لینک" وبلاگتو ارسال کن