زنان محور توسعه در ازندریان

   تقدیم به  مادرم

           و تمام شیر زنان ازندریان

                                           که دلهایشان پر عشق و مالامال از محبت است .

جای دوری نباید رفت با توجه به اوضاع کنونی حاکم بر این شهر متاسفانه بعضی از فرهنگ های غنی از بین رفته و جای خود را به خورده فرهنگهایی داده که  هیچ سنخیتی با آداب ورسوم گذشته نداشته واین جای تعجب نیست.

به یاد دارم مادران و زنانی که دوش به دوش مردان خود  بار زندگی را تحمل و کمک یار زندگی پر از مهر و محبت  خود بودند .  و این تاجایی پیش می رفت که گاهی فکرمی کردم که تمام زندگی در مادر خلاصه می شود.

در روزگاری نه چندان دور زنان رکن اصلی و مهم خانواده ازندریانی را تشکیل میدادند به طوری که صبح (خروس خون) خیلی زود  از خواب بیدار شده و دوشیدن گوسفندان یا گاوها را انجام میدادند و بعد گوسفندان را برای چراندن به دست چوپان  سپرده و شروع به تمیز کردن حیاط خانه می شدند بعد از آن صبحانه را آماده کرده  و به اعضا خانواده صبحانه داده و مرد را راهی کار می کردند و بچه ها را هم راهی مدرسه می کردند و این تازه شروع کار یک زن ازندریانی بود.

بعد از کارهای مرسوم روزانه شروع به بافتن قالی (فرش) که کار اصلی آنها بود می شدند و تاظهر که اعضاء خانه بر می گشتند هم کار می کردند و هم وظیفه پختن غذا را داشت . وبعد از نهار و جمع جور کردن خانه و نظافت به سراغ بافتن  قالی رفته و تاغروب ودر  مواقعی تا دیر وقت به کار مشغول بودو این کار تا جایی پیش می رفت که در آمد سالیانه یک زن  در بعضی مواقع بیشتر از یک مرد بود به طوری که با بافتن قالی در یک سال سرمایه خوبی عاید آنها می شد و این نشان دهنده غیور بودن زنان ازندریانی است و بدون شک می توان گفت زنان محور توسعه و پیشرفت خانواده ازندریانی هستند  .

 این تنها وظیفه زن ازندریانی  نبود بلکه برای بچه های ریز و  درشت خویش مادر بود. مادری به تمام معنا وظیفه بزرگ کردن آنها ، نظافت ، مدرسه و تحصیل ،و مهم تر از همه تربیت آنها را بر عهده داشت و برای شوهر هم یک زن واقعی و در خدمت خانواده بود . وظیفه پخت نان که هفتگی هم بود را بر عهده داشت که معمولاً روزهای جمعه صبح زود زن خانه یک لگن گلی به نام( لانجین ) راپر از آب کرده و خمیر درست می کرد با دستان توانمند خود خمیر را ورز داده و برای پختن آماده می ساخت و بعد تنور را شعله ور کرده تا برای پختن نان از آن استفاده نماید و آن روز حدود 50  تا 100 عدد نان لواش پخته وبرای یک هفته یا بیشتر از آن استفاده می کردند  .

در بعضی از مواقع هم کمک یار شوهران خود بودند در کشت و کار زراعت و باغداری به کمک آنها رفته و در کنار شوهر کار می کردند و خلاصه تمام دخل و خرج و تربیت و امور منزل بر عهده این عضو خانواده بودو این گوشه ای از زحمات و تلاشهای یک زن برای زندگی و پیشرفت خانوده بود  واینکه گفتم تمام زندگی در مادر خلاصه می شد بی دلیل نبود  ولی در حال حاضر اوضاع آنگونه که ما دیده بودیم نیست .

 به بهشت نخواهم رفت آگر مادرم آنجا نباشد .

 خانه هایتان پر روزی دلهایتان شاد

م . م ازندریانی

8/9/90

 

/ 2 نظر / 18 بازدید
فروغ

وبلاگ جالب و پر محتوایی دارید

غیرت ازندریانی

سلام اقا محمود شما که اینقد از ازندریان دم میزنید چرا اون بیشرف های که ازندریانمون رو ویران میکنند رو تو وبلاکت اسمی ازشون نمیبرید اگه واقعا غیرت ازندریانی دارید...مس بهزاد مقدم.....شهردار و بیشرف های دیگه...............................باتشکر