سلسله ازندریانیان
.هر طرف باخدم اورگم یانده کباب اولده دادا /// غصه داغ لرده داغلمز بو غمم ده شهریار ...
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: شهریار - ٢۸ آذر ۱۳٩٢


شب چله در ازندریان
شب چله،شب زایش خورشید و آغاز سال نومیترایی,آخرین شب پاییز و اولین شب زمستان
معمولا اهالی روستا به مهمانی می رفتند و با آجیل شب چله که تشکیل شده از کشمش،نخودچی،گندم شاه دونه،گردو،بادام و کدو حلوا ومهمتر از همه هندوانه دیم و... پذیرایی می شوند.مراسم شب یلدا یا شب چله همچون تمام نقاط ایران در ازندریان نیز برگزار می شود و با توجه به برگزاری ۵۰۰۰ ساله ی این مراسم در ایران،عمر برگزاری این مراسم در ازندریان نیز به درازای زمان سکونت در این محل است.آیین شب یلدا در این شهر از دیرباز در سه شب متوالی باعناوین شب" چله‌بزرگه"،"چله وسطی"و" چله‌کوچیکه"برگزار می‌شده و خویشان و دوستان سفره‌ای از مهر را می‌گشودند و از هر دری سخنی می‌گفتند.یکی‌ازآیین‌های ویژه یلدا،دیدار بزرگان و سالخوردگان فامیل بوده‌است.در شب‌های چله افراد فامیل در همایشی صمیمی دور کرسی چوبی جمع می‌شدند و به قصه‌های بزرگترها گوش می‌دادند.زنان و دختران روستایی در گرگ و میش شب‌های چله در تکاپو و هیجانی خاص ملزومات غذا و تنقلات ویژه این شب را مهیا می‌کردند وبرای گذران ساعات خوش در کنار فامیل لحظه شماری می‌کردند.آنان درسینی‌های قدیمی مسی درفضای دوده‌گرفته آشپزخانه‌های قدیمی،انواع میوه و تنقلات به ویژه سیب،گندم بوداده همراه با شاه دانه،کدو حلوای پخته شده،چغندر پخته،انگور،تخمه نخودچی کشمش،و گردو بادام را مهیا می‌کردند.دراین شب استثنایی پس از صرف شام و خواندن دعای شکر درپای سفره،همگان در کنار هم،از شادی‌ها و غم‌ها،موفقیت‌ها،اعتقادات،امیدها و بیم‌هاشان می‌گفتند.بزرگترها و ریش سفیدان فامیل در این شب علاوه بر خواندن برخی از اشعار محلی و خاطرات و داستان‌های کهن ایران زمین را برای اعضای خانواده نقل می‌کردند.
در شب یلدا،بزرگترها با کودکان هم بازی می‌شدند،"پر یا پوچ"دزد بازی و ...از جمله بازیهایی است که در شب چله با مشارکت همه اعضای خانواده رواج داشت.این آیین تا ‪ حدود ۱۵ تا ۲۰ سال پیش به شکلی فرا گیر وجود داشت اما اکنون به ندرت می‌توان چنین جلوه‌هایی را به چشم دید.حضور کلیه اعضا خانواده و فامیل محیطی صمیمی ولذتبخش وخاطره انگیز را فراهم می کردو تک تک اعضاخانواده باید جمع می شدند وباهم بودن و شاد زیستن را تمرین میکردند و این رسوم باستانی ازندریانیان و ایرانیان که شاید بسیاری ازعزیزانی که با خواندن این متن به یاد آن روز ها می افتند در کنار یاد آوری سختی ها با حَسرت و حِسی لطیف از آن یاد کنند.
در این شب برای تازه عروسها و تازه دامادها چشم روشنی که شامل وسایل زندگی و تنقلاتی که در این شب میل می شود که در اصطلاح مردم ازندریان چله لخ (شب چله ای ) گفته می شود می بردند که این رسم کماکان در بین اکثر ساکنین این شهر مرسوم می باشد .

چار چار (چار چار)
به چهار روز آخر چله بزرگ و چهار روز اول چله کوچک گفته می­شود.ازندریانیها معتقدند در این 8 روز، سوز و سرمای زمستان به اوج خود می­رسد و به همین خاطر بر روی این 8 روز تاکید شده و نام جداگانه­ای بر آنها نهاده می­شود. البته در ایران باستان نیز چهل روز از زمستان رفته معروف به جشن سده می باشد که شاید این مراسم و شادمانی چار چار ناقالی بر گرفته از آن است.

رفتن به مهمانی­های شبانه(اصطلاحاً، شب­نشینی) و خوردن شب چره :
از کارهای متداول اهالی ازندریان است. شب­نشینی در اواخر پاییز و فصل زمستان بیشتر صورت می­گیرد چرا که عموما در روستاها بعد از برداشت محصول در فصل پاییز، اوقات فراغت و بیکاری روستائیان آغاز شده و تا پایان زمستان ادامه پیدا می­کند.
خانواده­ها در شب­های بلند زمستان به دیدار اقوام، آشنایان و دوستان رفته و با صمیمیت و لذتی خاص به گفتگو می­پردازند. در این شب­نشینی­ها زنان در یک طرف کُرسی، کودکان در کنار هم و مردان خانواده نیز در طرف دیگر کرسی نشسته و با یکدیگر و یا به صورت جمعی گفتگو می­کنند. از همه چیز صحبت می­شود. گاهی فقط چند نفر از بزرگترها صحبت می­کنند و گاهی نیز بر سر موضوعی خاص، همه­ی حاضران از بزرگ و کوچک اظهارنظر می­نمایند؛ ولی معمولا یکی از مردان حاضر در مهمانی که باسوادتر و خوش­سخن­تر از سایرین است بیشتر از همه صحبت می­کند.
افراد ابتدا از کارهای روزانه خود صحبت می­کنند و در خلال آن، خاطراتی نیز از درگذشتگان و یا خاطرات سال­های قبل خود را بیان می­نمایند. بیان داستان­های افسانه­ای و یا حوادث تاریخی که ازندریانیها به آن مَتل می­گویند یکی از مهمترین مواردی است که در این مهمانی­ها صحبت می­شود. این داستان­ها که توسط بزرگترها و باسوادترهای محفل بیان می­شود معمولا بسیار جذاب و شیرین است و حین بیان آن سکوت مطلق بر جمع حاکم شده و همگی سراپا گوش می­شوند.

شِوچِرَ :
از ضروریات شب­نشینی­ها در ازندریان ، تناول انواع و اقسام خوردنی­های لذت­بخش است که در فارسی به آن «شَب چَره» و در ازندریان «شِوچِرَ» می­گویند. ترتیب کار به صورت است که بعد از خوردن چای و کمی گفتگو ، زن میزبان به اندرونی رفته و با یک مَجْمَعه(مجمع) بزرگ که حاوی بشقاب­هایی از تنقلات رنگارنگ است وارد اتاق مهمانان می­شود و بشقاب­ها را به طرز مناسب بر روی کرسی و در مقابل مهمانان و سایر افراد قرار داده و با تعارف و اصرار از آن­ها درخواست می­کند که این تنقلات را میل کنند.
شِوچِرَ در ازندریان از خوردنی­های مختلف و گسترده­ای تشکیل شده این خوردنی­ها عبارتند از: مغز گردو، مغز بادام، مغز هسته­ی زردآلو، ، شاهدانه، نخودچی، کشمش، برگه، آلو، سنجد، گندم بو داده، سیب، انگورو باسلق و ... . خانواده­هایی که وضع مالی بهتری دارند تنقلات دیگر همچون پسته، انواع تخمه و ... را نیز برای پذیرایی از مهمانان خود تهیه می­نمایند.


تقدیم به همه همشهریان ازندریانی. خانه هایتان پر روزی. دلهایتان شاد شاد
م.شهریار ازندریانی

شهریار
غم غریبی و غربت بر نمی تابم ××××××به شهر خود روم و شهریار خود باشم .
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :