سلسله ازندریانیان
.هر طرف باخدم اورگم یانده کباب اولده دادا /// غصه داغ لرده داغلمز بو غمم ده شهریار ...
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: شهریار - ۱٧ مهر ۱۳٩۱

گریه :  واژه ای که با هیچکس غریبه نیست

من آغلدم

 

ننه نِه من قُوجاقلدِم ، او آغلَدِه ، من آغلدِ‍م  

یِغشده قونشلَر بوتون، او آغلدِه ،من آغلدِم

تیکِلده یولرره گوزم ،دانشده آیرلق سوزم

سوزیده که مَنه دیدِه  ، او آغلده ،من آغلدم

خبر آپار بلبله ،  قِیدمیشم کَندمیزَه

خزان آولب دِ گٌللرم ، او آغلده ،من آغلدم

دیدم که حق سنین کِده ، منَم مقصرهمیشه

گوزلرمه ماچ الده ، او آغلده، من آغلدم

 

 ترجه فارسی :

مادرم را در آغوش گرفتم ، اون گریه کرد، من گریه کردم

 جمع شدن تمام همسایه ها ، اون گریه کرد، من گریه کردم

 چشمم به راه دوخته شد ،از جدایی حرف زد

حرفهایی بود که به من گفت ، اون گریه کرد، من گریه کردم

 به بلبل خبر بدهید ، بر گشتم به روستایمان

گلهای من خزان شده  ، اون گریه کرد، من گریه کردم

 گفتم که حق با توست ،من همیشه مقصرم

چشمهایم را بوسید .اون گریه کرد، من گریه کردم

 

 

قلمی گردید به تاریخ 17/7/91

محمود شهریار

 

شهریار
غم غریبی و غربت بر نمی تابم ××××××به شهر خود روم و شهریار خود باشم .
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :