سلسله ازندریانیان
.هر طرف باخدم اورگم یانده کباب اولده دادا /// غصه داغ لرده داغلمز بو غمم ده شهریار ...
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: شهریار - ٤ دی ۱۳٩٠

 

کشاورزی در ازندریان قدیم

 

زمین
های ازندریان  به دلیل داشتن خاکی مناسب، امکان کشت انواع گیاهان را در خود داشته و علاوه بر آن از پوشش گیاهی خوبی برخوردار بوده که این خود موجب رونق کشاورزی و باغداری بوده است.

* کشاورزی در ازندریان

 

یکی از عمده مشاغل روستائیان ازندریان قدیم کشاورزی بوده است. کسانی که زمین برای کشت در اختیار داشتند مالک یا  (خان ) و کسانی که برای آنها کار می
کردند رعیت نامیده می
شدند.

گاوآهن

وسیله شخم زدن زمین
های ازندریان  تا سال
های پیش از1350 گاوآهن بود و از این زمان به بعد تراکتور جایگزین آن گردید. فصل پاییز کار شخم زدن زمین شروع می شد و معمولاً هر دو نفر با کمک هم شخم می
زدند. یکی گاوآهن را راه می
برد و دیگری با وسیله
ای تیشه مانند کلوخ
های شخم را خرد می
کرد و اگر احیاناً سنگ
هایی در سر راه گاوآهن بود آن
ها را می
کند و کنار می
کشید.

    گاوآهن توسط دو گاو نر اخته شده که فقط به جهت کار شخم زنی آنان را نگهداری می
کردند انجام می
گرفت. این گاوها مهم
ترین وسیله کار کشاورزی به شمار می
آمدند و به همین دلیل کشاورزان در نگهداری و مراقبت از آنان اهتمامی خاص نشان می
دادند.

    برای شخم زنی، دو گاو را در کنار هم قرار داده، وسیله
ای چوبی به نام بُنْدُرُق به گردن آن
ها می
بستند و سپس دو چوب که به آن سَمَه
چوق گفته می
شد زیر گلوی گاو قرار می
گرفت. شخم زنی از ساعت چهار و پنج صبح شروع و غالباً تا حدود ظهر ادامه می
یافت.

درو

زمان درو در ازندریان  اوایل تابستان بود و کار درو را مردان برعهده. پس از انجام درو، کودکان به مزارع می
رفتند و خوشه
هایی را که هنگام درو جا مانده بود جمع
آوری می
کردند. معمول و رایج این بود که کشاورزان در درو به یکدیگر کمک می
کردند و ناهار را که معمولاً آب دوغ بود را صاحب کار می آورد  .

    کشاورزان در وقت درو، پاهایشان را با پارچه
ای که آن
را پاپیچ می
گفتند می
پیچیدند و بعضاً در هنگام درو( کل پنجه) نیز در دست می
کردند تا ساقه
های گندم یا جو که در وقت درو خشک و برنده شده بودند آسیبی به دستانشان وارد نکند. این وسیله ها فایده عمده دیگری که داشت این بود که اگر در هنگام درو خطایی پیش می
آمد، موجب زخمی شدن دستان کشاورز نمی
گردید.

    . کشاورزان در درو کردن به یاری یکدیگر می
شتافتند و این کمک را در اصطلاح محلی (آدام آدامه) می
گفتند. وقتی درو انجام می
گرفت، دسته
های درو شده را جمع کرده به کول می
گرفتند و به نقطه
ای که خرمنگاه بود می
بردند.

خرمن کوبی

خرمن کوبی از صبح زود تا غروب آفتاب ادامه می
یافت و آن به دو روش بود. یک روش آن بود که مردی مجرب در خرمن کوبی در وسط خرمن قرار می
گرفت و افسار چند خر یا گاو خرمن کوب را در دست می
گرفت و آن
ها را به دور خرمن می
گرداند تا خرمن با لگد کوب شدن توسط چهارپایان کوفته شود و کاه آن از گندم  یا جو جدا شود. در این میان، یک یا دو نفر نیز با چوب بلند چند شاخه
ای که آن را یابا  می
گفتند خرمن را جابجا می
کردند تا در زیر لگد چهارپایان بهتر کوفته شود. روش دیگر آن بود که دو گاو را در کنار هم قرار داده، یک بندرق در گردن گاوها می
بستند و یک حلقه ریزه نیز به بندرق وصل می
کردند. سپس یک چوب بلند به بلندی گاو را به حلقه ریزه متصل نموده و در انتهای آن خرمن
کوب را که به آن کَپَر گفته می
شد می
بستند.

    کَپَر وسیله
ای برای خرمن
کوبی بود و قسمتی از آن تخته
ای به بلندی یک و نیم متر داشت و پایین آن دو چرخ فلزی نصب گردیده بود که پره
هایی بیلچه مانند آن
را همراهی می
کرد. این وسیله را برای خرمن
کوبی به گاو می
بستند و یک
نفر روی آن می
نشست و با ترکه
ای در دست، چهارپایان را به دور خرمن می
گرداند. هرچه سنگینی آن فرد بیشتر بود، خرمن
کوبی بهتر انجام می
گرفت. به همین خاطر بعضی مواقع ناگزیر بودند که یکی دو گونی خاک نیز روی آن قرار دهند.

باد دادن خرمن

زمانی که خرمن
کوبی به اتمام می
رسید، برای برکت
دار شدن آن، سنگ نمک کوچکی بر روی خرمن می
گذاردند و منتظر آمدن باد می
ماندند و چون باد می
آمد با ( یابا  )خرمن را باد می
دادند و یا به عبارتی اقدام به افشاندن کاه و دانه به بالای توده خرمن می
نمودند و بدین وسیله کاه
ها یک طرف و گندم
ها طرف دیگر ریخته می
شد.

یابا  که یکی از ابزار کشاورزی و اسم آن شانه است چند قسم دارد، نوعی از آن شش هفت شاخه
ای و نوعی دیگر نه شاخه دارد. در شروع کار که کاه و دانه کاملاً در یکدیگر مخلوط هستند از شنه
ای که شاخه
های کمتر دارد استفاده می
نمودند و زمانی که تا حدودی کاه آن گرفته می
شد، از شنه
ای با شاخه
های بیشتر استفاده می
شد. خرمن را باد می
دادند تا خرده کاه
ها را از گندم و جو جدا نمایند و گندم نسبتاً خالصی به دست آورند.

 

بوجاری

سپس کار بوجاری آغاز می
شد. بوجار، غربالی بزرگ در دست، کور چل  یعنی گندم و جویی را که در خرمن
کوبی از خوشه بیرون نیامده بود، از گندم و جو تفکیک می
نمود وکورچل را در نقطه
ای می
ریخت تا بعداً کشاورز با چوب و یا وسیله
ای دیگر، آن
ها را کوفته از خوشه جدا نماید.

 

 

حمل خرمن

حمل خرمن با الاغ صورت می
گرفت.

    کشاورزان گندم ها را در مخزنی به نام تاپو ذخیره می کردند و کاه را در مکانی به نام کاهدان قرار می
دادند و از آن علاوه بر خوراک احشام، در کاه
گل کردن دیوارها و سقف خانه نیز بهره می
گرفتند.

    وقتی خرمن گندم و جو را در جوال
ها ریخته به خانه می
آوردند، زنان خانه یکبار دیگر اقدام به بوجاری و غربال کردن می
نمودند تا آخرین ناخالصی
ها نیز گرفته شده و هر زمان که خواستند آماده انتقال به آسیاب گردد.

    در زمین
های کشاورزی ازندریان  قدیم، بیشتر گندم، جو، کاشته می
شد که عموماً دیم بودند .

صیفی
کاری

در ازندریان  قدیم، بیشتر هندوانه، ، بادمجان، کدو (انواع کدو)، گوجه فرنگی، لوبیا، نخود ،خیار، خیارچنبر، و سبزی
هایی همچون جعفری، شوید، تره، اسفناج، نعنا، ریحان، پیاز، سیب زمینی می
کاشتند.

 با گسترش صنعت ازندریان هم پیش تاز خرید و استفاده از ماشین آلات کشاورزی گردید به طوری که در حال حاضر کسانی که به کشاورزی اشتغال دارند تمام ادوات کشاورزی صنعتی را خریداری و از آن استفتده می کنند

 

من ا.. توفیق

محمود شهریار

 

 

 

 

 

 

 

 

شهریار
غم غریبی و غربت بر نمی تابم ××××××به شهر خود روم و شهریار خود باشم .
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :