سلسله ازندریانیان
.هر طرف باخدم اورگم یانده کباب اولده دادا /// غصه داغ لرده داغلمز بو غمم ده شهریار ...
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: شهریار - ۱٧ آبان ۱۳٩٠

رسوم  از یاد رفته در شهر ازندریان

×××××××××××××××××××××××××××××××××××× 

با سلام قراره یه سری از آداب و رسومی که در این شهر  از بین رفته رو واستون بگم امیدوارم خوشتون بیاد  

در روزگاران نه چندان قدیم آب آشامیدنی و استحمام و آبیاری  مردم ازندریان از ارتفاعات الوند سرازیر شده و بعد از گذشتن ازچندین  روستا و جنگل به این شهر می رسیده قسمتی از این آب برای حمام حاج سلطانعلی لوله کشی شده بود و بقیه هم برای آبیاری باغات و مزارع استفاده می گردید ولی برای آب آشامیدنی که از قنات بسیار بزرگی که کنده  شده بود  استفاده میشد و برای دسترسی بهتر به چند محله روستا این آب تقسیم بندی و برای هر محله لوله کشی شده بودکه به آن به زبان محلی کریز گفته می شد .

 تا جایی که یادم می آد چند تااز این خروجی ها در چند محله وجود داشتند که مردم محل از آن برای آشامیدن استفاده می کردند * یکی از این محله ها محله بالاست که در حال حاضر هم بعد از گذشت چندین سال آب این کریز  در جریان می باشد ** یکی دیگر ازاین کریز ها در محله مسجد جامع و کنار این مسجد بود که برای این محل بسیار حائز اهمیت بود *** یکی دیگربه نام حاجی آباد که به نام همین منطقه است ودر کنار حمام حاج سلطانعلی می باشد وجود داشت **** یکی دیگر از این قنات هم در منار مسجد شیخ محمد آقا رضیئی که یکی از بانیان حفظ  ونگهداری  این قناتها بود وجود داشت .

.غروب که می شد زن و بچه و دختر و پسر برای آوردن آب از این قنات ها جمع می شدند و برای پر کردن ظروف خود بل وشویی بپا می شد بیا و ببین و هر کی زورش و اعتبارش بیشتر بود زودتر ظرفش و پر می کرد و می رفت و دختر پسرای دم بخت هم برای هم ناز و کرشمه می اومدن و همدیگرو اونجا می دیدند تا جایی که ابیات زیادی در این باره سروده شده بود  مانند این شعر که دخترا می خوندن :

     

(  بولاق باشنده ، دورمه    ***       ( سر چشمه  نشین   

                 (   بولاقه  بولاندرمه         ***       (  چشمه را گل آلود نکن   

                         ( منه ، سنه،  ور مز  لر   ***      (  منو به تو  نخواهند داد   

                               ( قاش و گز دولاندرمه       ***      ( چشم و ابرو واسم تکون نده  

 

اما با احداث تصفیه خانه و منبع ذخیره  آب رسانی و لوله کشی  به منازل این قناتها به سرعت از بین رفته اند و یاد و خاطره آن در ذهن کسانی که دیده بودند مانده است.

 از بحت اصلی دور شدیم لای روبی و تمیز کردن مسیر حرکت آب که از دامنه کوه الوند می آمد و در فصل زمستان دچار مشکلاتی مثل مصدود شدن از بین رفتن و کنده شدن لوله ها و نهرهای آب و پر شدن قناتها  می شد با هماهنگی دو تن از  روحانیون فعال به نام حاج آقا لطیفی و شیخ محمد آقا از بلند گوی مسجد اعلام و برای لای روبی و تمیز کردن مسیر آب از مردم کمک می گرفتند فردای آن روز  پیر و جوان با در دست داشتن بیل و کلنگ و داس و خجره به طرف جنگل حرکت می کردند

این مراسم از زمانهای خیلی قدیم بین اهالی این روستا مرسوم بود به این ترتیب که در اواخر فروردین  ماه که زمینهای کشاورزی نیاز به آبیاری دارند اهالی به کمک و اتفاق یکدیگر از جایی که مسیر آب شروع میشد تا انتهای مسیر را که برگ و گل و لای داخل آنرا بسته بود با سلام و صلوات تمیز میکردند  

این کار یک شکرگذاری نیز محسوب میشد چون با اینکار مردم روستا با امید به برداشت محصول بیشتر از خداوند متعال به خاطر فراوانی آب روستا تشکر میکردند.    توی مسیر راه کلی شاخه و برگ و تنه درخت بود که توسط باد و  طوفان  شکسته شده بود و داخل جوی ها رو مسدود کرده بود که توسط اهالی جمع آوری  میشد  پیر مردها و افراد مسن برای روحیه دادن به جوانان و در رفتن خستگیشان خاطراتی زیبا را تعریف میکرد و تا انتهای مسیر همراه اهالی روستا به راه افتاد   

 

 

 

با تشکر شهریار  

پاییز 90

 

 

شهریار
غم غریبی و غربت بر نمی تابم ××××××به شهر خود روم و شهریار خود باشم .
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :