سلسله ازندریانیان
.هر طرف باخدم اورگم یانده کباب اولده دادا /// غصه داغ لرده داغلمز بو غمم ده شهریار ...
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: شهریار - ۳ آبان ۱۳٩٠

با سلام

مراسم خواستگاری  در این شهر تغییر و تحول زیادی پیدا کرده به طوری که در حال حاضر فقط یک سری از این رسوم به طور نمادین اجرا می شه  و اون حال و هوا و مراسمی که سالیان نه چندان دور که دیده بودیم رو نداره خب اینم یکی از اثرات مثبت  افزایش جمعیت و ایرانسل محسوب میشه .

چطوری می فهمیدن وقت زن گرفتن پسر شونه

 1- غذا نخوردن 2- دمر خوابیدن 3- نخوابیدن 4-بد اخلاقی کردن 5- خوش اخلاق شدن یه هویی 6-خونه نیومدن  7- از خونه بیرون نرفتن  ویا مهمتر از همه از خدمت سربازی اومدن و یا همه موارد صحیح است  . اینا مواردی هستش که فقط پدر و مادرای اون دوره می فهمیدن و تشخیص می دادن البته مواقعی هم یه زره اشتباه می کردن  .

اما مراسم خواستگاری

در گذشته پدر و مادر.  دختر مورد علاقه خودشون و پیدا می کردن و برای پسر شون به خواستگاری رفته و معمولاَ 99 در صد به نتیجه می رسیدند. اما سلیقه داماد در مورد زن آیندش چیه این  مسئله مهم نبود  !.جالب ایجاست که در اغلب موارد در مراسم خواستگاری داماد حضور نداشته ( یا حالا سر کار بوده یا خدمت سربازی یا برره بالا به هر صورت  اعلام موجودیت نمی کرد ) .

به هر حال بعد از جواب مثبت پدر و مادر عروس حالا نوبت معرفی داماد و عروس به هم می شده .فارغ از اون سلایقی که گفتم !!!!.جالبه اول باید والدین به  هم معرفی شن مرحله بعد  نوبت عروس داماد می شده .( ......) . جالبه بدونین عروس در مورد زندگی اینده و جوابی که باید در مورد مرد آیندش می داده  هیچ اراده ای از خودش نداشته و مطیع والدینش بوده که در حال حاضر هم شاهد ااین رفتار در برخی خوانواده ها  هستیم .البته در مواردی هم بحث عشق وعاشقی واین حرفا می شده که نتیجه اون ریختن دو طایفه سر هم ودر آوردن چش و چال این و اون  یا  فراری دادن داماد نگون بخت بوده.

اما در حال حاضر فرق فوکوله!!! یا حالا فرهنگ ما عوض شده یا یه چیزی عوضی فرهنگ شده  یا یه عوضی اومده  هنوز با فرهنگ نشده . یا یه فرهنگی رفته ما عوضی شدیم و به خواسته های دخترو  پسر یه زره بگی نگی احترا م می زارن البته گوش شیطان کر .

یه چیزی واسم  جالبه  با اون فرهنگی که در گذشته وجود داشته  آمار طلاق خیلی خیلی پایین بوده حالا من دلیل شو نمی دونم یا طلاق اختراع نشده بوده یا چون راه روستای ما خاکی بوده به اونجا نیومده بوده یا اصلاَ  آدمای اون موقع نمی دونستن گل کجارو به سرشون بگیرن . 

بعد از وصلت عجیباَ غریبا  مرسوم بوده بلافاصله عقد محضری وتا موقع عروسی شاه داماد حق دیدن یا بیرون رفتن با عروس در بعضی از موارد نداشته و دید و بازدید به صورت شفاف می بوده است   نقطه سر خط  .  جالبه نه ؟ حالا کجاش و دیدی ؟

و چون این اتفاقات در فصل استراحت و بیکاری کشاورزان صورت می گرفته مثلاَ زمستون . بلا فاصله عروسی و نی ناش ناش بر پا می شده .

حالا مونده عروسی و مراسم  برره ای  که اونم در صفحات بعد بهش می رسیم.

شهریار
غم غریبی و غربت بر نمی تابم ××××××به شهر خود روم و شهریار خود باشم .
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :