سلسله ازندریانیان
.هر طرف باخدم اورگم یانده کباب اولده دادا /// غصه داغ لرده داغلمز بو غمم ده شهریار ...
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: شهریار - ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩۱

بنام دوست ، که هر چه هست، از اوست

 بعد از سه سال به  شهر و دیار خود بر گشتم . باغهای آباد ، دشتهای زیبا و گندم زارهای سبز ، باد خنک بهاری ساعت 9 صبح روز پنجشنبه 28/2/91 چه منطقه ای دلم پر می کشید در پوست خود نمی گنجیدم . مهمترین اتفاق دیدن پدر ومادرم بود سالها منتظر این لحظه بودم . سه سال روز شماری کرده بودم  لحظه های سخت و دشوار تنهایی و بغض خاطرات گذشته آزارم می داد این همه دلتنگی  واقعاً برایم زیاد بود . دلتنگ مادری که برای دیدن شهریار خویش لحظه شماری می کرد هرچه قدر من دلتنگ بودم مادرم هزار برابربیشتر  . لعنت خدا بر شیطان

وقتی وارد خانه شدم مادرم نشسته بود آرام و با وقار با دیدن من خواست بلند شود دستهای پر مهرش را گرفتم بوسیدم و گریه های منو مادر فضای خانه را پر کرده بود . مادرم ، ای پروردگار روی زمین .محمود تو فرزند سرا پا تقصیر  تو به خانه باز گشته .تو را به خدا به حرمت این اشکهای زیبایت او را ببخش .مادرم تو را سالکانه مهر می ورزم . چقدر فضای خوبی بود گریه گریه گریه فرزندی که مادرش را سه سال ندیده و مادری که انتظار دیدن بچه اش  تاب و توان از او گرفته بود از دیدن صورت زیبای مادرم سیر نمی شدم  . آری مادر بارها و بارها موقع دلتنگی این شعر را زمزمه کرده بودم :یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور .

و دیگر  این همه انتظار سر آمده بود دیدن پدر و مادرم بعد از چند سال مسرورم کرده بود خدایا از عمر بیهوده من کم کن و به عمر پدر و مادرم اضافه کن . چهره کسانی که در نبود من شیطنت کرده بودن و چهره واقعی خود شون و نشون داده بودند جلوم رژه می رفتند اینها به خیال خودشون تونسته بودن مادر و فرزندی رو از هم جدا کنند اما محبت مادر به فرزند و فرزند به مادر هیچ وقت تمام شدنی نخواهد بود حتی با مرگ .

 

خاطرات باز گشت به وطن

 31/2/91

 محمود شهریار

نویسنده: شهریار - ٢۱ اردیبهشت ۱۳٩۱

 

به بهشت نمیرم اگر مادرم آنجا نباشد  .

 

مادر یعنی به تعداد همه روزهای گذشته، صبوری!

مادر یعنی به تعداد همه روزهای آینده،دلواپسی!

مادر یعنی به تعداد آرامش همه خوابهای کودکانه، بیداری!

مادر یعنی بهانه بوسیدن خستگی دستهایی که عمری به پای بالیدن تو چروک شد!

 

دستان مادر را نوازش می کنم ؛ داستانی دارد دستانش ....

دست پر مهر مادر تنها دستی ست که اگر کوتاه از دنیا هم باشد، از تمام دستها بلند تر است...

سرم را نه ظلم می تواند خم کند ، نه مرگ و نه ترس ،

سرم فقط برای بوسیدن دست های تو خم می شود مادر

محمود شهریار

21/2/91

نویسنده: شهریار - ۳ اردیبهشت ۱۳٩۱

تقدیم به تمان ازندریانی ها که مثل گل زیبا و خوشبو هستند

این روزها در گوشه کنار ازندریان بوته های گل محمدی غنچه باز کردند و زیبایی و شادابی خاص را به باغات  و دشت داده اند . و رنگ و بوی  خوش آن آرامش دهنده  دلها و زینت بخش طبیعت گردیده است.  و مردم و کشاورزان در حال چیدن گل های درختان هستند.و بعضی از مردم به روش سنتی گلاب ناب تهیه می کنند و از آن استفاده خواهند نمودو برخی هم گلهای محمدی  را خشک می کنند و استفاده می نمایند .

یکی از خوشبوترین انواع گل سرخ بوده و به آن گل سرخ عطری، گل محمدی، و گل سوری هم می‏گویند. گل دنبه همان گل سرخ سفید ایرانی است. همان گل درختی خوشبویی است که در ادبیات فارسی همه جا هم‏نشین خار یا بلبل دانسته و به علت فراوانی انواع آن در ایران، این کشور با عظمت باستانی را کشور گل و بلبل لقب داده‏اند .

با اینکه اسمش گل سرخ است معذالک با گونه‏های مختلف به رنگهای گوناگون: سفید، زرد، صورتی، تا سرخ آتشین دیده می‏شود، ولی هر قدر گلش سرخ‏تر باشد، تانن آن بیشتر بوده، و خواص دارویی آن بیشتر است .

چیدن غنچه‏های گل سرخ بایستی موقعی باشد که غنچه رسیده و در شرف باز شدن است. پس از چیدن، گلبرگها را سوا میکنند و در سایه خشک کرده و بعد آن را در شیشه سر بسته نگاهداری می نمایند . بهترین گل سرخ آن است که گلبرگ آن پس از خشک شدن کاملا قرمز بوده و طعم قابض، بوی خوش آن و خاصیت ضد عفونی کننده‏ی آن است و به همین جهت برای مسلولین داروی ارزنده‏ای می‏باشد. گلبرگهای گل سرخ برای درمان اسهالهای مزمن، رفع ترشحات زنانه، اخلاط خونین و خونریزیهای عادی تجویز می‏شود.

گل سرخ مقوی روح، نشاط آور، ضد افسردگی و ضد عفونی کننده و مسهل خوبی است. چکاندن عصاره اون در بینی، سردرد را درمان می‏کند.
گلبرگهای خشک شده گل سرخ ، التیام دهنده زخم است. برای پایین آوردن تب می‏توانید از اون استفاده کنید. ... گل سرخ تب را پایین می‏آورد. پاشیدن گلبرگهای خشک آن روی زخم، آنها را ضد عفونی کرده و التیام می‏دهد. ضماد آن را جهت درمان زگیل و لکه‏های جلدی و روییدن گوشت تازه و تحلیل ورمها توصیه کرده‏اند.

من ا.. توفیق

محمود شهریار ازندریانی

شهریار
غم غریبی و غربت بر نمی تابم ××××××به شهر خود روم و شهریار خود باشم .
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :