سلسله ازندریانیان
.هر طرف باخدم اورگم یانده کباب اولده دادا /// غصه داغ لرده داغلمز بو غمم ده شهریار ...
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: شهریار - ٢٤ دی ۱۳٩٠

شهرداری (وظایف و اختیارات)

 

  شهرداری، سازمان محلی است که بر طبق اصل عدم تمرکز اداری و به‌منظور ادارۀ امور محلی از قبیل عمران و آبادی، بهداشت شهر و رفاه ساکنان آن شهر، تأسیس می‌شود. شهرداری نوعی سیستم ادارۀ شهر است که از دو واحد بنام شورای شهر و ادارۀ شهرداری تشکیل شده است.

 

  نقاطی که شهرداری در آنجا تشکیل می‌شود: طبق آئین‌نامه مورخ 15/8/63 قانون تقسیمات کشوری، در نقاطی که شهر شناخته شده‌اند، شهرداری تأسیس می‌شود. طبق ماده 1 قانون شهرداری‌ها، در هر محل که جمعیت آن حداقل به پنج هزار نفر برسد، باید شهرداری تشکیل شود. با وجود این قانون به وزارت کشور اجازه داده است در نقاطی که دارای حدنصاب نیستند ولی، دارای شرایط زیر هستند استثناءً شهرداری تأسیس نماید:

  1) در هر نقطه که از نظر موقعیت و اهمیت تشکیل شهرداری ضرورت داشته باشد؛

  2) در بعضی از نقاط که فقط در بعضی از فصول شهرداری لازم باشد مثل نقاط ییلاقی؛

  3) برای چند محل که به هم نزدیک‌تر و در مجموع برای تشکیل یک شهرداری مناسبند.

  در هر حال، تشکیل شهرداری منوط به تشخیص و تصمیم وزارت کشور است.

 

محدودۀ شهر:

  در نقاطی که طبق قانون شهرداری تأسیس می‌شود، شهرداری موظف است وظایف خود را در محدوده‌ای که به تصویب وزارت کشور رسیده است انجام دهد و خارج از محدوده هیچ تکلیفی ندارد؛ برای مثال شهرداری موظف به تهیه و توزیع آب و فاضلاب و سایر خدمات شهری در خارج از محدودۀ شهری نخواهد بود. (ماده 56 قانون شهرداری)

  چون حوزۀ محلی عملکرد شهرداری از لحاظ صلاحیت محلی مأموران آن، حائز اهمیت است، مطابق ماده 2 قانون، شهرداری‌ها مکلفند حدود حوزۀ خود را تعیین و نقشۀ دقیق آنرا ترسیم نمایند و به تصویب شورای شهر و  وزارت کشور برسانند. طبق تبصرۀ 1 قانون تصمیمات کشوری، محدودۀ شهر، به پیشنهاد شورای شهر و تصویب وزارت کشور و مسکن و شهرسازی تعیین می‌گردد.

 

سازمان شهرداری:

  سازمان اداری شهرداری به درآمد و امکانات مالی آن بستگی دارد. علاوه بر سازمان شهرداری، سازمان مؤسسات وابسته به شهرداری نیز باید به تصویب شورای شهر و وزارت کشور برسد.

 

شهردار:

  اجرای تصمیات شورای شهر به عهدۀ ادارۀ شهرداری است که در راس آن شهردار قرار دارد. شهردار، عامل و مجری تصمیمات شورای شهر است و به‌وسیله شورای شهر انتخاب، و در صورت تشکیل نشدن شوری، توسط وزیر کشور انتخاب می‌شود.

  انتخاب شهردار به‌مدت 4 سال و معرفی او به وزیر کشور و هم‌چنین عزل شهردار از اختیارات شورای شهر می‌باشد. شهردار نباید صاحب مؤسساتی باشد که تمام یا بخشی از نیازهای عمومی حوزۀ عمل شهرداری را تآمین می‌کند و هم‌چنین شهردار در زمان تصدی شهرداری، نباید عضو هیأت مدیره یا مدیر عامل مؤسسات مذکور باشد.

 

وظایف ادارۀ شهرداری:

  طبق ماده 55 قانون شهرداری‌ها، اهمّ وظایف اداره شهرداری به شرح ذیل است:

  1) احداث خیابان‌ها و کوچه‌ها و میدان‌ها، باغ‌های عمومی و مجاری آب و توسعه معابر در حدود قوانین وضع شده؛

  2) تنظیف، نگاهداری معابر و انهار (نهرها) عمومی و مجاری آب‌ها و فاضلاب و قنوات و تأمین آب و روشنائی؛

  3) برآورد و تنظیم بودجه و تنظیم پیشنهاد برنامه‌های ساختمانی و اجرای آن‌ها پس از تصویب شورای شهر؛

  4) ایجاد غسال­خانه و گورستان و تهیه وسایل حمل اموات و مراقبت در انتظام آن‌ها؛

  5) احداث بناهای مورد نیاز عمومی مثل پارک‌ها و سرویس‌های بهداشتی عمومی؛

  6) صدور پروانه کسب برای اصناف و پیشه‌وران؛

  7) صدور پروانه ساخت برای ساختمان‌هایی که در سطح شهر ساخته می‌شود؛

  8) پیشنهاد برقراری یا تغییر عوارض شهر؛

  9) ساختمان و آسفالت کردن کوچه‌ها و معابر عمومی.

وظایف زیادی بر عهده شهردار می باشد که باید توسط شورای شهر کنترل و  و عملکرد وی زیر زره بین قرارگرفته  تا خواسته های شهروندان را اجرا نموده ودر حقیقت این شورای شهر است که باید در مورد  عملکرد شهردار جوابگوی شهروندان و مردم ازندریان باشند

وظایف دیگری در قانون برای شهرداری مقرر است:

  شهردار در مقابل شورای شهر مسئول و جوابگوی عملیات ادارۀ شهرداری می‌باشد و شورای شهر در صورت تخلف یا قصور از وظایف، شهردار را برکنار می‌کند؛ و این شورای شهر است که نبض کارهای شهر را در دست دارد و به دخل و خرج و امور شهر نظارت کامل دارد.

من ا.. توفیق

محمود شهریار

زمستان 90

 

نویسنده: شهریار - ۱٧ دی ۱۳٩٠

تاریخچه روشنایی در ازندریان

اولین نوع چراغ هایی که در این شهر  مورد استفاده قرار گرفت چراغ های پی سوز بود . این چراغ ها شبیه چراغ الکلی بود که داخل منبع آن پی حیوانات را آب کرده و می ریختند که این چراغهای پی سوز همراه بو ودود زیاد بوده است .

چراغ موشی

نسل بعدی چراغ ها ، چراغ موشی بود این چراغ ها منبعی کوچک داشتند که از چراغ الکلی بزرگتر بود و در آن به جای پی از نفت سفید استفاده می شد لذا نور بیشتر تولید می کردند. و شبهای تیره و تار را روشن می نمودند. این چراغ ها در بالای خود شیشه ای کوچک داشتند که جهت جلوگیری از خاموش شدن شعله توسط باد استفاده می شد.علت آنکه به این چراغ ها در ازندریان  چراغ موشی می گفتند،و اسم آن به علت کوچک بودن این چراغ ها بود.اما از نظر ظاهر شبیه چراغ های گرد سوز بودند

چراغ فانوس یا چراغ  دستی

استفاده از این نوع چراغ در ازندریان بسیار زیاد بود قابل حمل بودن و خاموش نشدن در باد و سرماو دارای دسته بودن و جابجایی آسان چراغ باعث شده بود که کاربرد زیادی داشته باشد.و تنها مشکل این چراغها گرم شدن مخزن آن وبد سوختن آن بود که در اصطلاح به آن پت پت ( کم و زیاد شدن شعله )می گفتند   

چراغ لمپا و گرد سوز

نسل بعدی چراغ ها که از نظر هیکل بزرگتر از چراغ های فانوس بود چراغ های لمپا یا گرد سوز بود. این چراغ ها حالت اعیانی داشت و در داخل منزل استفاده می شد و برای بیرون بردن مناسب نبود .چراغ های گرد سوز ، هم شعله ی بزرگتر داشتند و هم ارتفاع آنها از زمین یشتر بود . لذا به راحتی یک اتاق ۴*۳ را روشن می کردند. مشکل این چراغ ها همان مشکل چراغ های فانوس بود که پس از گرم شدن مخزن شروع به پت پت می کردند

چراغ توری یا چراغ زنبوری ×

 

نسل بعدی  چراغ ها ، چراغ توری بود که به جای فیتیله از توری در آنها استفاده می شد که این تور بر اثر گرما ابتدا مشتعل شده و سپس شروع به نور افشانی می کرد علاوه بر آن منبع آنها از فلز بود و تلمه ای به منبع متصل بود. پس از آنکه داخل منبع قدری نفت سفید می ریختند(مقداری از فضای منبع برای هوا خالی در نظر گرفته می شد.) در آن را زده و با تلمه متصل به منبع شروع به باد زدن می کردند. بادی که با فشار وارد منبع می شد باعث می گردید نفت به صورت گاز خارج شود و توری که از سقف چراغ آویزان بود شروع به نور افشانی می کرد و مقدار نور بقدری زیاد بود که امکان نگاه کردن مستقیم به آن نبود

مزیتی که این چراغ ها نست به سایر چراغ های پیشین داشتند نور زیاد آنها و همچنین مصرف بسیار کم نفت در این چراغ ها بود اما مشکل این چراغ ها حساس بودن توری این چراغ ها به تکان خوردن و لمس شدن بود که خیلی زود توری آنها می ریخت

در سالهای اخیر پس از آمدن گاز به منطقه نسل دیگری از چراغ های توری ایجاد شد که بر روی گاز پیک نیک بسته می شد و بسیار مفید بود

امروزه در بسیاری از خانه ها از تور در روشنایی های گازی استفاده می شود و زمانی که برق قطع شود از روشنایی هایی استفاده می کنند که تور در آنها به کار رفته است 

محمود شهریار

زمستان 90

 

نویسنده: شهریار - ۱۳ دی ۱۳٩٠

مدارس در ازندریان

قبل از تاسیس مدارس آموزشگاه های خانگی بود به نام مکتب خانه.

 مکتب یا مکتب‌خانه آموزشگاهی است که در آن معمولاً یک استاد  علوم اسلامی است به کار آموزش می‌پردازد.

مکتبدار( آمیرزا)

در ایران قدیم به این استاد در صورت مرد بودن، مکتبدار یا آخوند یا آمیرزا (آقا میرزا) و استاد زن را خانمباجی یا ملاباجی می‌گفتند. مکتبدار معمولا بجز عواید شهریه دانش آموزان، از راه عریضه نویسی، کاغذ نویسی و کاغذخوانی (نامه نگاری)، استخاره و همچنین رسیدگی به امور جزئی شرعی اهالی نیز در آمد داشت.

مکتب پسران

سن آغاز تحصیل برای کودکان حدود پنج سالگی بوده‌است. پس از آموختن هجا و ابجد (الفبای عربی)، شاگرد باید یک کله قند برای استاد می‌برده‌است. آموزش بعدی روخوانی جزء آخر قرآن (عم جزو) بوده و در همین حین نیز خواندن یک کتاب فارسی (معمولا گلستان سعدی، کتاب جودی، خاله سوسکه، عاق والدین، ترسل) به کودک آموزش داده می‌شده. این روند تا هنگامی که کودک هشت ساله شود ادامه می‌یافته و پس از آن به پسران نوشتن می‌آموختند. علاوه بر نوشتن حروف، حساب و شرعیات (بر اساس رساله مرجع تقلید زمان) نیز به پسران آموخته می‌شد. پایان دوره آموزشی (که معمولا پایان اطلاعات مکتبدار نیز بود) در اینجا فرا می‌رسید

مکتب دختران

آموزش خواندن برای دختران مجاز بوده. ولی دختران نباید نوشتن می‌آموختند. و معروف بوده «دختر، مشق که بلد شد، کاغذپرانی می‌کند» (یعنی نامه عاشقانه می‌نویسد.)

همچنین دیدن دستخط دختر توسط نامحرم گناه بوده‌است. از سوی دیگر دختران در هشت یا نه سالگی وقت شوهر کردنشان بود. بنابراین معمول نبوده که دختر به غیر از خواندن چیزی یاد بگیرد.

 

تنبیه بدنی

از ابزارهای اولیه آموزشی مکتبخانه تنبیه بدنی بود. فلک و شلاق معمولا نزدیک دست مکتبدار بوده‌است. بیم دادن از زیرزمین پر از عقرب نیز از تنبیهات معمول مکتبخانه‌ها بوده‌است. برای دختران معمولا از فلک استفاده نمی‌شده‌است. نیشگون گرفتن و سوزن پشت دست زدن، تنبیه معمول دختران بود.

 

 قانون تغییرناپذیر

چوب و فلک و کتک و تنبیه از لوازم اولیه و حتمی هر مکتبدار بود . پهلوی دست مکتبدار همیشه دو ترکه وجود داشت، یکی کوتاه برای بچه هایی که پای میز آمده در دسترسش بودند و یکی بلند، جهت آن ها که اجازه ی گریز به خود داده کنار می کشیدند یا مکانشان دورتر قرار گرفته بود.

از وظایف پدران و مادران  بود که ناهار و شام و امثال شیرینی عید، میوه، بادبزنِ تابستان و خاکه ذغال زمستان، علاوه بر کله قند، کاسه نبات، پارچه های پیراهنی، چارقدی، چادرنمازی، چادر سیاه هائی برای ملاباجی و قواره های قبایی، عمامه ای و شال و ردا و نعلین برای ملا مکتبدار که به مناسبت یاد گرفتن هر یک از دروس و از بر شدن هر یک از سوره های قرآن و فرا گرفتن هر یک از باب های گلستان، جهت سپاسگزاری پیشکش ببرد.

 تاسیس مدارس

. در قانون فرهنگ مصوب 1290 (ه .ش) آمده است که مدارس و مکاتب چهار نوع است:

 الف. مدارس ابتدایی روستایی

ب. مدارس ابتدایی شهری

ج. مدارس متوسطه

د.مدارس عالی

در سال 1313 دوره‌های تحصیلی ایران شامل دوره ابتدایی (6سال)، اول متوسطه (3سال)، دوم متوسطه (3سال) بوده است.

 در ازندریان هم سال 1313  مدرسه ابتدایی روستایی تاسیس گردید و مدرسه چوبینه ازندریان که بعد از مکتب خانه ها تاسیس شده بود رونق گرفت و دختران و پسران زیادی در این مدرسه با سواد شدند جالبه بدونین معلم این مدرسه هم ازندریانی بود اونم کسی نبود  جزمرحوم سعید افقی  فرزند میرزا هادی افقی  که مردم ازندریان از این خانواده همیشه به نیکی یاد می کنند مخصوصاً  مرحوم مجید افقی ازندریانی که خدمات فراوانی در تاسیس شهرداری ازندریان و خیابان کشی و بافت شهری انجام دادند . با افزایش جمعیت و تاسیس مدارس آموزش متوسطه و هنرستان و دبیرستان هم به آن اضافه گردید .

در حال حاضر مدارسی چون مدرسه  چوبینه – مدرسه توحید – مدرسه شهداء – مدرسه تکیه ( قلعه)- مدرسه ابتدایی و راهنمایی  انقلاب اسلامی دبیرستان امیر کبیر در دو شیفت صبح و بعد الظهر فعالیت دارند .

 

 من ا... توفیق

محمود شهریار

 زمستان 90

 

 

 

نویسنده: شهریار - ۱۱ دی ۱۳٩٠

رودخانه ازندریان

رودخانه ازندریان از کوه الوند و از چشمه ها و منابع زیر زمینی واز  ذوب شدن برف ارتفاعات این کوه سر چشمه گرفته وپس از جاری شدن از دره ها و عبور از چند روستا به جنگل و دربند و باغ های شمالی  ازندریان رسیده و بعد از سیر آب کردن این باغها از این شهر گذشته و باغهای جنوبی نیز آبیاری شده و به طرف جنوب و در نهایت به رودخانه حرم آباد ملایر متصل میگردد .

مسیر حرکت رودخانه ازندریان:

 کوه  الوند          روستای بابارو             روستای عشاق           ازندریان            جوکار               پیرمیشان                        وبعد از گذشتن از چندین روستا در آخر به

 رودخانه حرم آباد متصل میگردد .

یادم می آد حدود 25 سال پیش این رودخانه در تابستان هم آب داشت و این آب خیلی تمیز و زیاد هم بود و زنان و دختران این روستا برای شستن گلیم و فرش یا  نخهای فرش هایی که رنگ می کردند به آنجا  رفته و از آب تمیز و این نعمت خدادادی استفاده می کردند .اما  متاسفانه از بین رفتن ودر  خشک شدن این رودخانه می توان دلایل مختلفی بیان کرد  ولی از همه مهمتر می توان  خشک سالی های متوالی  و بارش کم باران و برف عنوان کرد اما علت مهمتر  بی توجهی بزرگان و ریش سفیدان این شهر نسبت به قطع آب از روستاهای بالادستی و انحراف این آب به مراتع خود نام برد که متاسفانه این امر باعث خشک شدن و از بین رفتن جریان آب این رودخانه  شده است .در این میان منازل و سکنه اطراف نیز بیکار نمانده و با ریختن زباله و فضولات حیوانات باعث از بین رفتن این رودخانه گردید . اما در سالیان اخیر و با فعالیت شهرداری این شهر و جمع آوری آنها این رویه کم رنگ شده ولی در این میان کسانی هستند دست بردار نبوده و این کار را ادامه داده و محلی برای رشد میکرب ها و حشرات موزی شده است .   

گاهی یاد آوری چیزایی که داشتیم و خودمون با بی توجهی از بین بردیم بدنیست مثل :

مرفی بو لاغه : چشمه ای که در دربند بود و آب بسیار خنک و سردی از دل سنگ بیرون می آمد و اسم عامیانه اش مرفی بولاغه بود ( معنی اسم این چشمه رو  نمی دونم شاید به نام محمد رفیع  کسی که پیداش کرده بود باشه  )

بکیله : این هم یک چشمه ای بود که بالای سر آن یک  درخت توت قدیمی بود و تامین کننده آب محله بالا بود ( اینم همینطور چون اسم ترکی هستش ومعنی خاصی هم نداره شاید به نام وکیل نامیده شده )

من ا.. توفیق

محمود شهریار

زمستان 90

 

نویسنده: شهریار - ٥ دی ۱۳٩٠

جاذبه هاو سوغاتی های ازندریان همدان

 

جاذبه های طبیعی :

از جاذبه های این منطقه طبیعی می توان کوههای بلند و مشرف به کوه الوند وباغهای سر سبز دربند و  جنگل معروف ازندریان نام برد .البته باغها و مراتع جنوبی این منطقه دست کمی از باغهای دربند  ندارد مثل باغهای قلعه پایین ( آشاقه قله)   که درختان زرد آلو و گردو چشم هر انسان را نوازش می دهد.

 

جاذبه های باستانی :

از جاذبه های باستانی می توان قلعه دختر ( قزلر قله سه ) نام برد که در قله یکی از کوههای شمالی این شهر بوده که در حال حاضر بقایای خیلی کمی از آن به جا مانده است .قلعه نوشیجان هم در 20 کیلومتری این شهر به طرف ملایر واقع شده است که دیدن آن خالی از لطف نیست .

حمام حاج علی سلطان : حمامی قدیمی که در فهرست آثار ملی نیز ثبت شده است حمامی تو در تو و با ایوانها و طاقهای قدیمی که همه از آجز و کچ درست شده که در حال حاضر نیز از آن استفاده می شود .

 

جاذبه های تفریحی :

از جاذبه های تفریحی ازندریان پارک ورودی این شهر را می توان نام برد که در بین اتوبان همدان به ملایر واقع شده و جایی برای رفع خستگی مسافران بین  شهری  و جاده ای و تفریحگاهی برای اهالی این شهر به شمار می رود .

 

سوغاتی ازندریان : 

 انواع سوغاتی های محلی  را می توان ، گردو ، بادام ، کشمش ، سایه خوش ، باسلق ، شیره ، برگه زرد آلو و هلو وکشک محلی ( قروت )واز همه مهمتر ترخینه های محلی که بسیار بسیار خوشمزه هم می باشد نامبرد . فرش دست بافت . گلیم و انواع محصولات باغی و... هم یافت می شود البته فرش دستبافت ازندریان که طرح قدیمی آن مختص خود این شهر می باشد و ارزش بالایی دارد یکی از مهمترین تولیدات و سوغاتی های این شهر محسوب می گردد.

 با توجه به جاذبه ها و سوغاتی های این شهر اگر از اتوبان ملایر -همدان عبور می کنید بد نیست سری به این شهر بزنید و از جاذبه ها و سوغاتی های محلی و از مردمان خونگرم و فعال و دوست داشتنی  این شهر خاطره خوبی به همراه ببرید .

 

محمود شهریار

زمستان 90

نویسنده: شهریار - ٤ دی ۱۳٩٠

پوشش گیاهی و جانوری منطقه ازندریان

 

پوشش گیاهی در ازندریان :

نوع خاک از رسوبات آبرفتی حاصل از هوازدگی و فرسایش ماسه سنگها، گرانیت و سنگهای آهکی انباشته می باشد.پوشش گیاهی منطقه نیز تحت تاثیر این ویژگیها متنوع بوده که عمده ترین آنها عبارتند از:

بورمه دران، یر میک ، علف پشمکی، شیرین بیان، سالمان تره ، گل گاوزبان،ارژن، کاسنی، پونه، شاه تره، شاه پسند، موسیر، جارو کلاه ، دم اسبی ، کتیرا، منداب، گل ختمی، بلاغ اوتی، علف هفت بند،  گون وسوتلگان و ... می باشند.

از پوشش درختی هم می توان درختهای بادام ، گردو، زرد آلو . سیب ، گلابی ،سرو ،و ... نام برد .

 

 پوشش جانوری در ازندریان :

تنوع و جمعیت  جانوری این منطقه نیز در طول ادوار تاریخ با شکاربی رویه ، تغییرپوشش گیاهی توسط انسان و سایر عوامل دیگر دستخوش دگرگونی و تغییر شده است. و ازلحاظ پوشش گیاهی منطقه نواحی کوهستانی زیستگاه مناسبی برای حیوانات وحشی به شمار می آید.مناطق دشتی نیز دارای گونه های حیوانی متنوع خاص خود می باشد. به طور کلی گونه های متنوع جانوری بهار عبارتند از:

جوجه تیغی، خرگوش، گرگ، شغال زرد ، روباه ، خفاش ، موش صحرائی، بلدرچین، دارکوب، بلبل هفت رنگ، دوسرخ،عقاب، کبک، شانه به سر، سار، زاغ، کبوتر چاهی، کلاغ ، مارآتشی، مار پلنگی، تیرک مار، افعی تکابی، مارمولک، لاک پشت، حلزون، و ... وحشراتی ازقبیل انواع  عقرب ،ملخ، هزارپا، پروانه ها، کرم خاکی، سوسکها، پشه ها، مورچه و انواع سن و شته می باشد.

محمود شهریار

4/10/1390 

 

نویسنده: شهریار - ٤ دی ۱۳٩٠

 

کشاورزی در ازندریان قدیم

 

زمین
های ازندریان  به دلیل داشتن خاکی مناسب، امکان کشت انواع گیاهان را در خود داشته و علاوه بر آن از پوشش گیاهی خوبی برخوردار بوده که این خود موجب رونق کشاورزی و باغداری بوده است.

* کشاورزی در ازندریان

 

یکی از عمده مشاغل روستائیان ازندریان قدیم کشاورزی بوده است. کسانی که زمین برای کشت در اختیار داشتند مالک یا  (خان ) و کسانی که برای آنها کار می
کردند رعیت نامیده می
شدند.

گاوآهن

وسیله شخم زدن زمین
های ازندریان  تا سال
های پیش از1350 گاوآهن بود و از این زمان به بعد تراکتور جایگزین آن گردید. فصل پاییز کار شخم زدن زمین شروع می شد و معمولاً هر دو نفر با کمک هم شخم می
زدند. یکی گاوآهن را راه می
برد و دیگری با وسیله
ای تیشه مانند کلوخ
های شخم را خرد می
کرد و اگر احیاناً سنگ
هایی در سر راه گاوآهن بود آن
ها را می
کند و کنار می
کشید.

    گاوآهن توسط دو گاو نر اخته شده که فقط به جهت کار شخم زنی آنان را نگهداری می
کردند انجام می
گرفت. این گاوها مهم
ترین وسیله کار کشاورزی به شمار می
آمدند و به همین دلیل کشاورزان در نگهداری و مراقبت از آنان اهتمامی خاص نشان می
دادند.

    برای شخم زنی، دو گاو را در کنار هم قرار داده، وسیله
ای چوبی به نام بُنْدُرُق به گردن آن
ها می
بستند و سپس دو چوب که به آن سَمَه
چوق گفته می
شد زیر گلوی گاو قرار می
گرفت. شخم زنی از ساعت چهار و پنج صبح شروع و غالباً تا حدود ظهر ادامه می
یافت.

درو

زمان درو در ازندریان  اوایل تابستان بود و کار درو را مردان برعهده. پس از انجام درو، کودکان به مزارع می
رفتند و خوشه
هایی را که هنگام درو جا مانده بود جمع
آوری می
کردند. معمول و رایج این بود که کشاورزان در درو به یکدیگر کمک می
کردند و ناهار را که معمولاً آب دوغ بود را صاحب کار می آورد  .

    کشاورزان در وقت درو، پاهایشان را با پارچه
ای که آن
را پاپیچ می
گفتند می
پیچیدند و بعضاً در هنگام درو( کل پنجه) نیز در دست می
کردند تا ساقه
های گندم یا جو که در وقت درو خشک و برنده شده بودند آسیبی به دستانشان وارد نکند. این وسیله ها فایده عمده دیگری که داشت این بود که اگر در هنگام درو خطایی پیش می
آمد، موجب زخمی شدن دستان کشاورز نمی
گردید.

    . کشاورزان در درو کردن به یاری یکدیگر می
شتافتند و این کمک را در اصطلاح محلی (آدام آدامه) می
گفتند. وقتی درو انجام می
گرفت، دسته
های درو شده را جمع کرده به کول می
گرفتند و به نقطه
ای که خرمنگاه بود می
بردند.

خرمن کوبی

خرمن کوبی از صبح زود تا غروب آفتاب ادامه می
یافت و آن به دو روش بود. یک روش آن بود که مردی مجرب در خرمن کوبی در وسط خرمن قرار می
گرفت و افسار چند خر یا گاو خرمن کوب را در دست می
گرفت و آن
ها را به دور خرمن می
گرداند تا خرمن با لگد کوب شدن توسط چهارپایان کوفته شود و کاه آن از گندم  یا جو جدا شود. در این میان، یک یا دو نفر نیز با چوب بلند چند شاخه
ای که آن را یابا  می
گفتند خرمن را جابجا می
کردند تا در زیر لگد چهارپایان بهتر کوفته شود. روش دیگر آن بود که دو گاو را در کنار هم قرار داده، یک بندرق در گردن گاوها می
بستند و یک حلقه ریزه نیز به بندرق وصل می
کردند. سپس یک چوب بلند به بلندی گاو را به حلقه ریزه متصل نموده و در انتهای آن خرمن
کوب را که به آن کَپَر گفته می
شد می
بستند.

    کَپَر وسیله
ای برای خرمن
کوبی بود و قسمتی از آن تخته
ای به بلندی یک و نیم متر داشت و پایین آن دو چرخ فلزی نصب گردیده بود که پره
هایی بیلچه مانند آن
را همراهی می
کرد. این وسیله را برای خرمن
کوبی به گاو می
بستند و یک
نفر روی آن می
نشست و با ترکه
ای در دست، چهارپایان را به دور خرمن می
گرداند. هرچه سنگینی آن فرد بیشتر بود، خرمن
کوبی بهتر انجام می
گرفت. به همین خاطر بعضی مواقع ناگزیر بودند که یکی دو گونی خاک نیز روی آن قرار دهند.

باد دادن خرمن

زمانی که خرمن
کوبی به اتمام می
رسید، برای برکت
دار شدن آن، سنگ نمک کوچکی بر روی خرمن می
گذاردند و منتظر آمدن باد می
ماندند و چون باد می
آمد با ( یابا  )خرمن را باد می
دادند و یا به عبارتی اقدام به افشاندن کاه و دانه به بالای توده خرمن می
نمودند و بدین وسیله کاه
ها یک طرف و گندم
ها طرف دیگر ریخته می
شد.

یابا  که یکی از ابزار کشاورزی و اسم آن شانه است چند قسم دارد، نوعی از آن شش هفت شاخه
ای و نوعی دیگر نه شاخه دارد. در شروع کار که کاه و دانه کاملاً در یکدیگر مخلوط هستند از شنه
ای که شاخه
های کمتر دارد استفاده می
نمودند و زمانی که تا حدودی کاه آن گرفته می
شد، از شنه
ای با شاخه
های بیشتر استفاده می
شد. خرمن را باد می
دادند تا خرده کاه
ها را از گندم و جو جدا نمایند و گندم نسبتاً خالصی به دست آورند.

 

بوجاری

سپس کار بوجاری آغاز می
شد. بوجار، غربالی بزرگ در دست، کور چل  یعنی گندم و جویی را که در خرمن
کوبی از خوشه بیرون نیامده بود، از گندم و جو تفکیک می
نمود وکورچل را در نقطه
ای می
ریخت تا بعداً کشاورز با چوب و یا وسیله
ای دیگر، آن
ها را کوفته از خوشه جدا نماید.

 

 

حمل خرمن

حمل خرمن با الاغ صورت می
گرفت.

    کشاورزان گندم ها را در مخزنی به نام تاپو ذخیره می کردند و کاه را در مکانی به نام کاهدان قرار می
دادند و از آن علاوه بر خوراک احشام، در کاه
گل کردن دیوارها و سقف خانه نیز بهره می
گرفتند.

    وقتی خرمن گندم و جو را در جوال
ها ریخته به خانه می
آوردند، زنان خانه یکبار دیگر اقدام به بوجاری و غربال کردن می
نمودند تا آخرین ناخالصی
ها نیز گرفته شده و هر زمان که خواستند آماده انتقال به آسیاب گردد.

    در زمین
های کشاورزی ازندریان  قدیم، بیشتر گندم، جو، کاشته می
شد که عموماً دیم بودند .

صیفی
کاری

در ازندریان  قدیم، بیشتر هندوانه، ، بادمجان، کدو (انواع کدو)، گوجه فرنگی، لوبیا، نخود ،خیار، خیارچنبر، و سبزی
هایی همچون جعفری، شوید، تره، اسفناج، نعنا، ریحان، پیاز، سیب زمینی می
کاشتند.

 با گسترش صنعت ازندریان هم پیش تاز خرید و استفاده از ماشین آلات کشاورزی گردید به طوری که در حال حاضر کسانی که به کشاورزی اشتغال دارند تمام ادوات کشاورزی صنعتی را خریداری و از آن استفتده می کنند

 

من ا.. توفیق

محمود شهریار

 

 

 

 

 

 

 

 

نویسنده: شهریار - ۳ دی ۱۳٩٠

 

*. باغداری در ازندریان 

باغداری در این شهر از قدمت بالاو پر اهمیتی بر خوردار است به طوری که مایحتاج خود را تامین کرده و اقدام به فروش محصولات و عرضه آن در شهرهای مجاورنیز می نمایند   

درازندریان انگور محصول عمده
ی باغ
ها به شمار می
آید؛ میوه
های دیگری نیز کاشته می
شد که از آن جمله
اند: هلو، شلیل ، زردآلو، ، سنجد، گردو، بادام،و ....

 

انگور

موارد استفاده از درخت انگور و میوه آن فراوان است . از غوره آن؛ دانه
غوره، آب غوره و گرد غوره درست می
کنند. از انگور؛ سرکه و کشمش تهیه می
کنند و تمام این فراورده
ها در طی سال قابل مصرف می باشد .

 

انواع انگور

کیشمیش (انگوری سبز و دانه گرد )؛ عسگری  (انگوری سبز و کشیده و پر از هسته که بیشتر برای آبغوره و شیره مورد استفاده قرار می
گرفت)، ریشه بابا  (نوعی انگور به نام ریشی بابا که قدی کشیده و سفید دارد)، قره دومبل  (انگوری درشت و سیاه )و ساهابی (انگور درشت و قرمز ) یاقوتی، شانی.

 

 

کشمش

عمده
ترین کاری که باغداران انگور انجام می
دهند ، درست کردن کشمش است  که آن نیز شیوه
ها و نام
های مختلفی دارد .

 

کشمش آفتابی

برای درست کردن این نوع کشمش، قسمتی از باغ را بلندتر از سطح زمین گرفته، آن
را مسطح و کاه
گل می
کنند و در طی سال
های متمادی از این نقطه برای درست کردن کشمش آفتابی استفاده می
کنند  در این قسمت از باغ، انگورهایی را که برای آفتابی شدن مرغوبیت دارد پهن کرده  تا آفتاب خورده تبدیل به کشمش شود. سپس آن
ها را درون گونی ریخته، در معرض فروش قرار می
دهند و غالباً توسط دوره
گردانی که طالب کشمش هستند  خریداری می
گردد.

 

کشمش سایه خشک ( سا خوش )

در خانه
های قدیم، خوشه
های انگور را به روی سیم یا طناب می
آویختند تا تبدیل به کشمش شود. به این نوع کشمش
ها، سایه
خشک گفته می
شد و بیشتر به مصرف خانواده می
رسید. برای گذران ایام سرد زمستانی این کشمش
ها همراه گردو انرژی خوبی ارائه می
بخشید  و محافل این مردمان خون گرم را گرمتر می نمود .

 

دوستدار شماو لحظه های شیرین شما

محمود شهریار

 

 

شهریار
غم غریبی و غربت بر نمی تابم ××××××به شهر خود روم و شهریار خود باشم .
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :